تبليغاتX
عروسکم دیوانه وار عاشقت هستم








عروسکم دیوانه وار عاشقت هستم

درباره عشق ما
نويسندگان
آثار تاريخي
دوستان من
پيوند روزانه
موضوعات
آمار وب
Arash:
لوگو دوستان
كدهاي جاوا

اولین شعر تقدیمی

این شعر اولین شعری بود که واسه عروسکم نوشتم و الان دوباره میزارم تو این وب

که یادی باشه از گذشته

واسم عشق تو بسه...

 

کمون اَبرو ، سبزه رو ، خوش بر و رو

خوش زبون ، بی ادعا ، با آبرو

خدا انگار که خودش بی مشغله

بینی شو تراشیده با حوصله

قلم و گرفته دست

چشاشو کشیده مست

شِکرِ خنده هاشو خرما و شیرمال نداره

برفِ دندوناشو دیزین و کََُلََک چال  نداره

تو دلم هوس ، ایشالا بپوسه

ولی اُون تو آینه

وقتی لباشو می بینه

خودشم دلش می خواد پاشه لباشو ببوسه!!

شبا وقتی یهو از خواب می پره

یهو رنگ از روی مهتاب می پره

نور چشماش همه جا رو می گیره

بیچاره آب میشه مهتاب ، میمیره

اینقَدَر لطیفه پوستش که نگو

پیش اُون سیب و هلو

میشه خار و گَزَنه

غنچه باس جلو بره  بوق بزنه

رنگ پوستش به مَثَل

آبتنی کردن خورشید توی یک کاسه عسل

مثِ شاه بیتِ غزل

قد وبالاش مثِ سَروِ سَهی ِ باغ ِ اِرَم

چی بگم از قد وبالاش... چی بگم

بهتره چیزی نگم ... کم میآرم

اگه مردی یه روزی  از گرد راه پیدا بشه

همه جا رو بگیره ، شاهنشاه دنیا بشه

پشت دروازه قلبش میشینه آه میکشه

واسه یک بارم شده طعمِ شکستو می چشه

حسوداش هزار هزار

می کنن داد و هوار

این یکی چش نداره ببینتش

اُون یکی دس می بره بچینتش

این یکی رودررو دوست و پشتِ سر  دشمنشه

اونیکی تشنه خون طرح روی پیرهنشه

این میگه اُون یکیا گوش می کنن

اُون میگه  این یکیا نوش می کنن

یه کلاغ چل تا کلاغش می کنن

با دروغ محفلو داغش می کنن .

عروسک جون! هر کی می خواد هر چی بگه بذار بگه

دهن سگ نجسه ، دریا که طوریش نمیشه

الهی تا قیامت جونت سلامت بمونه

اُون که فرهادت میشه  قدر ِ شیرینت بدونه

آتیش ِ سرخ لبات با خنده هات گُر بگیره

دشمنت کور بشه  ماتم بگیره  زود بمیره

نبینم اشگاتو روی گونه هات

نبینم بار غمو رو شونه هات

تو خیابون دلت  وقتی که غم  جار می زنه

خودشو شادی  تو زندون دلم  دار می زنه

تو بخندی انگاری من خندیدم

تو برنجی انگاری من رنجیدم

تو با هر کی که می خوای برو  بمون

خدا یارت باشه   یارت مهربون

منم از دور به چشات زُل می زنم

تو خیالم به موهات گل می زنم

واسم عشق تو بسه

باقیموندش هوسه

قصه ما سر اومد

اُونی که می خواستم ... مد

گر نيايی تا قيامت انتظارت می کشم.
منت عشق از نگاه پر شرابت می کشم.
ناز چندين ساله ی چشم خمارت می کشم.
تا نفس باقيست
اينجا انتظارت می کشم.....

 

 

 

 

 

 


نويسنده: خرس مهربون مورخ: چهارشنبه سی ام خرداد 1386 در ساعت: 18:20
|+|

طرز آشنا شدن

خوب راستش نمیدونم از کجا شروع کنم که چی باعث شد منو عروسک با هم آشنا بشیم

اما هر چی هست تقصیر همون نگاه اوله که زندگی منو به باد داد

آخه یه جریاناتی داره این نگاهی که میگم

 

تفاوت می کند طرز نگاه چشمهای تو

به من که چشمهایم در پناه چشمهای تو

نگاهت می کنم لطفا نگاهم کن نترس اصلا

نگاهم می کشد بارِ گناه چشمهای تو

چنان انبوه صف بستند مژگانت که در ذهنم

نمانده غیر عکس راه راهچشمهای تو

نترس از گریه ام من اشک می ریزم به پایت تا

بماند سبز تا آخر گیاهچشمهای تو

نظر را ایستگاه اولین ِعشق می دانند

برایم مقصد عشق، ایستگاه چشمهای تو

نه مسجد! نه کلیسا! نه حرم!، امروز می خواهم

بیایم اعتکاف خانقاه چشمهای تو

نگاهم شوق و غسلِ اشک دارد مانده یک مورد

چه بود اذن دخول بارگاه چشمهای تو

 

خیلی دوست دارم عروسکم

همیشه با من باش با من بمون

ترکم نکن

بهت بدحوری عادت کردم

تا بی انتها دوست دارم

 


نويسنده: خرس مهربون مورخ: دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386 در ساعت: 20:3
|+|

مقدمه

تولد عشق

 

نوشتن بهانه ی قشنگی برای گفتن خیلی چیزا......دلتنگیات...غصه هات...دوست دارم هات...وحتی

خوشحالی هات...وتو می تونی همه ی اینارو با هر کی دلت می خواد قسمت کنی .......

ومن امروز خوشحالم...خوشحال تر از همیشه چون بهم یاد دادی خوشحال باشم...و ازم خواستی

بخندم...و من خندیدم و تو گفتی تا وقتی بخندم تنهام نمی زاری..ازم خواستی همیشه خوشحال

باشم...  گفتی تا منو داری غمی نداری...و من هم باور کردم تا وقتی تو رو دارم باید تمام چیزای منفی

رو دورش خط بکشم...چون تو همه چیزی...و من هر اون چیزی رو که می خوام می تونم تو وجود پاک

عروسکم پیدا کنم ...پس عروسکم  بخند و خوشحال باش از این همه شادی و مطمئن باش به قولی که دادم

عمل می کنم و هیچ وقت تویی که همه ی هستی منی تنهات نمی زارم.

 

 

 


نويسنده: خرس مهربون مورخ: دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386 در ساعت: 19:33
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد