|
عاشقت خواهم ماند
بی آنكه بدانی دوستت خواهم داشت
بی آن كه بر لب آرم در دل خواهم گفت
بی هيچ سخنی گوش خواهم داد
بی هيچ اندوهی در آغوشت خواهم گريست
بی آن كه حس كنی در تو آب خواهم شد
بی هيچ گرمایی كنار آشيانه ی تو آشيانه می كنم
و فضای آشيانه را پر از ترانه می كنم
می پرسند : به خاطر چه زنده ای؟
و من برای زندگی تو را بهانه می كنم

بعد از مرگم چه کسی
فانوس به دست بر سر قبرم برایم فاتحه می خواند؟
بعد از مرگم چه کسی
با اشک چشمانش غبار بر قبرم را می شوید؟
بعد از مرگم چه کسی
گیتار به دست آوازه رفتنم را می خواند؟
بعد از مرگم چه کسی
برای نبودنم بی تاب و نا آرام میشود؟
بعد از مرگم چه کسی
به یاده سوختن دلم لحظه ای یاد می کند مرا؟

طرح چشمان زيبايت درجاي جاي اتاقم نقش بسته ، صداي زيبا و پرمهرت در فضاي اتاقم براي هميشه طنين انداز گشته ،بي تو من چه تنها و غريبم در اين درياي هستي ،ساحل ام شو غرق گشتم بي تو در شبهاي مستي ، نفسهاي گرمت و عطرآگين ات همه اتاقم را در بر گرفته ،صبح تا شب و شب تا صبح اين گشته كارمن كه براي چشمانت بيدارم تويي خداي عشق من، تويي همه هستي زندگاني من ، تو همان فرشته اي كه نگذاشتي كه در تنهايي ظلمت مدفون گردم ، تويي اميد زندگيم جز تو كسي را نمي بينم ،بي تو يك روز خوش هرگز نخواهم ديد اي مونس زندگيم.... با همه وجودت دوست دارم ....

دوست داشتم
دوست داشتم زاغكي بودم خالي از معناي عشق
دوست داشتم كسي بودم اندر وادي عشق
دوست داشتم رها بودم از كمند هر چه دل
دوست داشتم پايي نمي گذاشتم من در غريب سراي گِل
دوست داشتم در ياد نمي داشتم من دوست داشتن را
دوست داشتم هرگز دوست نمي داشتم من از اول مهربان را
دوست داشتم قاصدك بودم در كف باد مست
دوست داشتم مرهمي بودم بردلي كه گشته خالي از هست
دوست داشتم گلي بودم بي خار در باغ دوستي
دوست داشتم نبودم تيغي كه برگيرم ازعشق پوستي
دوست داشتم نسيمي بودم در پيچش موي دوست
دوست داشتم تا كه نگويم هرچه درد دارم من از اوست
دوست داشتم خالي بر گونه اي بودم
دوست داشتم نجواي شبانه اي بودم
دوست داشتم نگيني بر انگشتري بودم
دوست داشتم يا كه تسبيح بر سجاده اي بودم
دوست داشتم شرح فراغم همه رويا بود
دوست داشتم آسمان دوستي بي انتها بود
دوست داشتم نغمه اي نغز بودم در منقار
دوست داشتم جريان رودي بودم بيرون از غار
دوست داشتم سبزينه برگي نو رس بودم
دوست داشتم پختگي ميوه اي نارس بودم
دوست داشتم مهرباني كودكي بودم
دوست داشتم بغض ني لبكي بودم
دوست داشتم ترنم سبز باران بودم
دوست داشتم ريزش زيباي آبشاران بودم
دوست داشتم ايكاش هرگز عاشق نبودم من
دوست داشتم اما مهربان بود همدم من

عروسکم : اینا شعر نیستن
حقیقت هستن
نمیدونم چطور عشقم و بهت ثابت کنم
اما بدون که دوست دارم تا آخر عمرم
|