تبليغاتX
عروسکم دیوانه وار عاشقت هستم








عروسکم دیوانه وار عاشقت هستم

درباره عشق ما
نويسندگان
آثار تاريخي
دوستان من
پيوند روزانه
موضوعات
آمار وب
Arash:
لوگو دوستان
كدهاي جاوا

سلام به عشقم

سلام به همه هستیم

سلام به خانوم خانوما

سلام به سارا جونم

و سلام به شما دوستای عزیز که ما رو تنها نمیذارین

امروز که دارم اینارو مینویسم یه جورایی داغونم یا شایدم حوصله  ندارم

نمیدونم چرا و چی شده که اینطوری شدم

ولی فکر کنم یه علتش این باشه که این موبایل های لعنتی قاطی کردن و اس ام اس بازی

تعطیل شده آخه اصلا نمیشه اس ام اس بازی کرد این دو روزه

از یه طرفم این سارا خانوم یه خورده داره به من کم لطفی میکنه

البته تقصیره خودمه ها

من یه اشتباهی کردم الانم باید تاوانشو پس بدم

خلاصه اصلا حال و حوصله ندارم

اومدم یه چند خطی پاچه خواری کنم شاید یه خورده دل بعضی یا نرم تر بشه

اگه تو را دوست دارم خیلی زیاد
من و ببخش
اگه تویی آن که فقط دلم میخواد

من و ببخش
اگه تو را دوست دارم خیلی زیاد

من و ببخش
اگه تویی آن که فقط دلم میخواد

من و ببخش

من و ببخش
....
اگه شبا ستاره ها را میشمارم

من و ببخش

اگه بهت خیلی میگم دوست دارم
من و ببخش

اگه برات سبد سبد گل می چینم

من و ببخش
اگه شبا فقط تو را خواب می بینم
من و ببخش

اگه تو را دوست دارم خیلی زیاد

منو ببخش

اگه تویی آن که فقط دلم میخواد
من و ببخش

تو به من خندیدی
و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه
سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید

سیب را دست تو دید
غضب آلوده
به من کرد نگاه

سیب دندان زده از دست تو

افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز

سالهاست
که در گوش من آرام ،آرام

خش خش گام تو تکرار کنان،
میدهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق این پندارم

که چرا خانه ی کوچک ما
سیب نداشت

فدات بشم من

خیلی میخوامت

دوست دارم

 

راستی بچه ها حتما تو نظرسنجی شرکت کنین

 


نويسنده: خرس مهربون مورخ: جمعه سی ام شهریور 1386 در ساعت: 16:4
|+|

ای تنها بهانه برای زنده بودنم ، نفس کشیدنم

 دوستت دارم

ای تو عشق زندگی ام ، همیشگی ام ، ماندنی ام

 دوستت دارم....

دوستت دارم و خواهم داشت ای که تو لایق این

دوست داشتنی ...



ای امید و آرزوی من ، دنیای من

دوستت دارم....


 

ای تو فصل بهارم ، همیشه یارم ، همدم این دل پاره پاره ام

دوستت دارم...

 

ای تو آرامش وجودم ، همه بود و نبودم ، هستی و تار و تو عشق زندپودم

عاشقت می مانم و خواهم ماند ای که تومجنون این دل دیوانه ای...

.به خاطرت جانم را ، زندگی ام را ، فدایت می کنم ،

 نثارت میکنم ..

....دوستت دارم که چشمهایم را قربانی نگاهت میکنم ....

اگر می گویم که دوستت دارم از ته دلم می گویم ،

               از تمام وجودم می گویم!

باور کنی ، باور نکنی یک کلام!

دوســــــــــــــــــتت دارم..

 دوستت دارم....

دل آدمها مثل يك جزيره دور افتادست ،
اينكه كي واسه اولين بار پا به
جزيره
ميزاره مهم نيست
 مهم اون كسيه كه هيچوقت
جزيره را ترك نكنه

دوست داشتن از عشق برتر است.

عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینائی. اما دوست داشتن پیوندی خود آگاه و از روی بصیرت روشن و زلال. عشق بیشتر از غریضه آب می خورد و هر چه از غریضه سر زند بی ارزش است و دوست داشتن از روح طلوع می کند و تا هر جا که یک روح ارتفاع دارد دوست داشتن نیز هم گام با آن اوج می یابد.

عشق در غالب دل ها در شکل ها و رنگهای تقریبن مشابهی، متجلی می شود و دارای صفات و حالات و مظاهر مشترکی است، اما دوست داشتن در هر روحی جلوه ای خاص خویش دارد و از روح رنگ می گیرد و چون روح ها بر خلاف غریزه ها هر کدام رنگی و ارتفاعی و بعدی و طعم و عطری ویژه خویش دارد، می توان گفت که به شمارهء هر روحی، دوست داشتنی است.

عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست و گذر فصلها و عبور سالها بر آن اثر می گذارد، اما دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی می کند و بر آشیانه بلندش روز و روزگار را دستی نیست........

عشق در هر رنگی و سطحی، با زیبائی محسوس، در نهان یا آشکار، رابطه دارد. عشق با دوری و نزدیکی در نوسان است و اگر دوری به طول انجامد ضعیف می شود، اگر تماس دوام یابد به ابتذال می کشد و تنها با بیم و امید و تزلزل و اضطراب و (( دیدار و پرهیز)) زنده و نیرومند می ماند. اما دوست داشتن با این حالات نا آشنا است دنیایش دنیای دیگری است.

عشق جوششی یک جانبه است، به معشوق نمی اندیشد که کیست؟ این ((خود جوشی ذاتی )) است و از این رو همیشه اشتباه می کند و در انتخاب به سختی می لغزد و یا همواره یک جانبه می ماند و گاه ، میان دو بیگانهء نا همانند، عشق جرقه میزند و چون در تاریکی است و یکدیگر را نمی بینند، پس ار انفجار این صاعقه است که در پرتو روشنایی آن چهره یکدیگر را می توانند دید و در اینجا است که گاه پس از جرقه زدن عشق، عاشق و معشوق که در چهره یکدیگر می نگرند، احساس می کنند که هم را نمی شناسند و بیگانگی و نا آشنایی پس از عشق که دره کوچکی نیست فراوان است.

(((حقیقت همانند مرغی آتشین بال و اساطیری است، سرا پا شعله در خاکستر قفنوس خواهد سوخت و انسان بار دیگر در هبوطی با سقوطی تلخ در هجوم جلوه طاووس خواهد سوخت ولی همواره تا راهی به سوی روشنی باشد چراغی در دل شبهای بی فانوس خواهد سوخت.)))

راستی از دوستای گلی که میان و به ما سر میزنن خواهش میکنم حتما تو نظر سنجی ها شرکت کنن

دوست دارم خانوم خانوما

دوست دارم خانوم خانوما

دوست دارم خانوم خانوما

دوست دارم خانوم خانوما

دوست دارم خانوم خانوما

دوست دارم خانوم خانوما


نويسنده: خرس مهربون مورخ: چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 در ساعت: 16:12
|+|

می دونی چیه؟بعضی وقتا آدم دوس داره دور و ورش پر باشن از آدمایی که دوسشون داره! دوس داره کسایی که دوسشون داره پیشش باشن! دوس داره با نزدیکانش در ارتباط باشه! حتی این حس اونقد قویه که بعضی وقتا آدم برا رسیدن به این هدف هر کاری می کنه! این حس ارتباط که این جور آدما رو به هم وابسته می کنه چیزی نیست به جز حس فرار از تنهایی!البته تنهایی همیشه بد نیست! بعضی وقتا سکوت و تنهایی درمان همه ی درد های ماست! ولی این در صورتیه که از ارتباطت خسته شده باشی!

ولی ما آدما درست شدیم که با هم باشیم!درست شدیم که با هم نفس بکشیم، به هم نگاه کنیم، با هم حرف بزنیم ،از هم لذت ببریم، با هم زندگی کنیم! با هم!با هم! با هم!

تا حالا به چشمای دو تا دوست که بعد مدت ها همدیگرو دیدن نگاه کردی! چه حسی دارن! خیلی قشنگه! نه؟

ماآدما با یه تلفن ، از یه پیام کوتاه،از یه میل،از یه عکس، حتی از یه تک زنگ تلفن به شوق میایم! و این خود خود زندگیه! به همین سادگی! به همین سادگی! به همین سادگی!

من به شخصه عاشق پولم! ولی بیاین روابطمون رو فدای پول نکنیم! حداقل به نزدیکامون یا کسایی که دوسمون دارن خیانت نکنیم! خیانت نکنیم!خیانت نکنیم!

بیاین حداقل به کسایی که دوسمون دارن بدی نکنیم!

عشق است

بیایید عشق است بیایید خیانت نکنیم

با غیر رفیق خود رفاقت نکنیم

عشق است نه عادتی که هر روزه شود

عادت بکنیم به عشق عادت نکنیم

خیانت نکنیم


نويسنده: خرس مهربون مورخ: دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386 در ساعت: 12:57
|+|

سلام به عروسکم و دوستای گلم که میان و به ما سر میزنن

امیدوارم حال همتون خوب خوب باشه

رسیدن ماه مبارک رمضان و بهتون تبریک میگم

خوشبحال کسایی که میتونن از این ماه نهایت استفاده رو ببرن

التماس دعا دارم از همتون

ماه رمضان شد، مى و ميخانه بر افتاد عشق و طرب و باده، به وقت سحر افتاد

افطار به مى كرد برم پير خرابات گفتم كه تو را روزه، به برگ و ثمر افتاد

با باده، وضو گير كه در مذهب رندان در حضرت حق اين عملت بارور افتاد

 سارا جان نماز . روزت قبول

منم دعا کن

فدات بشم من

جیگرتم هام هام

 


نويسنده: خرس مهربون مورخ: یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 در ساعت: 12:49
|+|

تو این لحظه دلم شدیدا برا عشقم تنگ شده دارم از دوریش دق میکنم........ کوچول موچولم میخوام فریاد بزنم : دیوونتم.... دوست دارم..... آرش تنهام نذار هیچ وقت...... از من دور بشی من میمیرم................

نوشته شده توسط : عروسک


نويسنده: خرس مهربون مورخ: جمعه بیست و سوم شهریور 1386 در ساعت: 23:44
|+|

شاید آنروز که سهراب نوشت تا شقایق هست زندگی باید کرد... خبر از دل پر درد گل یاس نداشت باید اینجور نوشت: هر گلی هم باشی چه شقایق چه گل پیچک و یاس زندگی اجباریست............

نوشته شده توسط: عروسک


نويسنده: خرس مهربون مورخ: جمعه بیست و سوم شهریور 1386 در ساعت: 23:43
|+|

يه شب مهتاب
ماه می‌آد تو خواب
منو می‌بره
کوچه به کوچه
باغ انگوری
باغ آلوچه،
دره به دره
صحرا به صحرا،
اون جا که شبا
پشت بيشه‌ها
يه پری می‌آد
ترسون و لرزون
پاشو می‌ذاره
تو آب چشمه
شونه‌می‌کنه
موی پريشون
...
يه شب مهتاب

ماه می‌آد تو خواب
منو می‌بره


ته اون دره
اون‌جا که شبا
يکه و تنها
تک‌درخت بيد
شاد و پراميد
می‌کنه به ناز
دس‌شو دراز
که يه ستاره
بچکه مث
يه چيکه بارون
به جای ميوه‌ش
سر يه شاخه‌ش
بشه آويزون
...
يه شب مهتاب

ماه می‌آد تو خواب
منو می‌بره
از توی زندون
مث شب‌پره
با خودش بيرون،
می‌بره اون‌جا
که شب سيا
تا دم سحر
شهيدای شهر
با فانوس خون
جار می‌کشن
تو خيابونا
سر ميدونا
:
عمو يادگار
!
مرد کينه‌دار
!
مستی يا هش‌يار

خوابی يا بيدار؟
مست ايم و هش‌يار،
شهيدای شهر
!
خواب ايم و بيدار،

شهيدای شهر
!
آخرش يه شب

ماه می‌آد بيرون،
از سر اون کوه
بالای دره
روی اين ميدون
رد می‌شه خندون
...
يه شب ماه می‌آد

يه شب ماه می‌آد

وقتی دستام خالی باشه
وقتی باشم عاشق تو
غیر دل چیزی ندارم
که بدونم لایق تو
دلم و از مال دنیا
به تو هدیه داده بودم
با تموم بی پناهیم
به تو تکیه داده بودم
هر بلایی سرم اومد
همه زجری که کشیدم
همه رو به جون خریدم
ولی از تو نبریدم
هرجا بودم با تو بودم
هرجا رفتم تو رو دیدم
تو سبک شدن تو رویا
همه جا به تو رسیدم
اگه احساسم و کشتی
اگه از یاد منو بردی
اگه رفتی بی تفاوت
به غریبه سر سپردی
بدون اینو که دل من
شده جادو به طلسمت
یکی هست اینور دنیا
که تو یادش مونده اسمت
هر بلایی سرم اومد
همه زجری که کشیدم
همه رو به جون خریدم
ولی از تو نبریدم
هرجا بودم با تو بودم
هرجا رفتم تو رو دیدم
تو سبک شدن تو رویا
همه جا به تو رسیدم
اگه احساسم و کشتی
اگه از یاد منو بردی
اگه رفتی بی تفاوت
به غریبه سر سپردی
بدون اینو که دل من
شده جادو به طلسمت
یکی هست اینور دنیا
که تو یادش مونده اسمت
یکی هست اینور دنیا
که تو یادش مونده اسمت

کاش در ظلمت شب

در همان لحظه که مهتاب

به خود میپیچد

و همانجا که سکوت

شکل حادثه از درد به خود میگیرد

کاش یک لحظه فقط چهره ی تار اتاق

روشن از نور وجود تو شود

و تو انباشته از بودنها

در کنارم باشی

و دلم با تو در آن تنهایی

یک دم از شوق نگیرد آرام

تویی پرواز یه رویا تو حصار تنگ سینه

تو همون عشقی که هیچکس مثل من تو رو ندیده

تویی اوج یه ترانه تو صدای خاکی من

تویی آغاز یه پایان تو هوای دل بریدن

تو همون سکوت تلخی که شکستنش محاله

با تو روح نجیبت غم بی کسی خیاله

تویی پیوند دو همزاد تو حجاب خواب رویا

تویی اون قلب شکسته تو هجوم غم دریا

تویی اون یار صمیمی که دلم داره هواشو

می شنوم تو بی کسی هام نا له وعشق صداشو

دوست دارم سارا

دوست دارم

(سارا)


نويسنده: خرس مهربون مورخ: جمعه بیست و سوم شهریور 1386 در ساعت: 20:26
|+|

بازم سلام دوستای عزیزی که میاین به من و عروسکم سر میزنین

از همتون ممنونم

شما به ما روحیه میدن

ازتون نهایت تشکر و دارم

اینبار یه جورایی دارم یه مدل دیگه آپ میکنم

یادش به خیر من و عروسکم یه روزی بچه شدیم با هم حزفمون شد البته زودی آشتی کردیم

الان نمیدونم چرا به یاد اون روز افتادم

این پست رو به خاطر اون روز آپ میکنم یادش به خیر

آخه قهر و آشتی من و عروسک عالمی داره واسه خودش

منو ببخش عزیز من اگه می گم باهام نمون

دستای خالیمو ببین آخر قصه رو بخون

ترانه ای رو که برات گفته بودم فروختمش

با پول اون نخ خریدم زخم دلم رو بستمش

همسفر شعر و جنون عاشق ترین عالمم

تو عشقتو ازمن بگیر من واسه تو خیلی کمم

بین من و تو فاصله است یک در سرد آهنی

من که کلیدی ندارم تو واسه چی در می زنی

این در سرد لعنتی شاید که نخواد وا بشه

قلبتو بردار و برو قطار داره سوت می کشه

همسفر شعر و جنون عاشق ترین عالمم

تو عشقتو از من بگیر من واسه تو خیلی کمم

من واسه تو خیلی کمم

دوست دارم سارا .عاشقتم سارا .دیونتم سارا .میمیرم برات سارا .عشقمی سارا .میپرستمت سارا .فدات بشم سارا .

دوست دارم سارا .عاشقتم سارا .دیونتم سارا .میمیرم برات سارا .عشقمی سارا .میپرستمت سارا .فدات بشم سارا .

دوست دارم سارا .عاشقتم سارا .دیونتم سارا .میمیرم برات سارا .عشقمی سارا .میپرستمت سارا .فدات بشم سارا .

دوست دارم سارا .عاشقتم سارا .دیونتم سارا .میمیرم برات سارا .عشقمی سارا .میپرستمت سارا .فدات بشم سارا .

دوست دارم سارا .عاشقتم سارا .دیونتم سارا .میمیرم برات سارا .عشقمی سارا .میپرستمت سارا .فدات بشم سارا .

دوست دارم سارا .عاشقتم سارا .دیونتم سارا .میمیرم برات سارا .عشقمی سارا .میپرستمت سارا .فدات بشم سارا .

دوست دارم سارا .عاشقتم سارا .دیونتم سارا .میمیرم برات سارا .عشقمی سارا .میپرستمت سارا .فدات بشم سارا .

دوست دارم سارا .عاشقتم سارا .دیونتم سارا .میمیرم برات سارا .عشقمی سارا .میپرستمت سارا .فدات بشم سارا .

دوست دارم سارا .عاشقتم سارا .دیونتم سارا .میمیرم برات سارا .عشقمی سارا .میپرستمت سارا .فدات بشم سارا .

دوست دارم سارا .عاشقتم سارا .دیونتم سارا .میمیرم برات سارا .عشقمی سارا .میپرستمت سارا .فدات بشم سارا

دوست دارم سارا .عاشقتم سارا .دیونتم سارا .میمیرم برات سارا .عشقمی سارا .میپرستمت سارا .فدات بشم سارا .

دوست دارم سارا .عاشقتم سارا .دیونتم سارا .میمیرم برات سارا .عشقمی سارا .میپرستمت سارا .فدات بشم سارا .

دوست دارم سارا .عاشقتم سارا .دیونتم سارا .میمیرم برات سارا .عشقمی سارا .میپرستمت سارا .فدات بشم سارا .

دوست دارم سارا .عاشقتم سارا .دیونتم سارا .میمیرم برات سارا .عشقمی سارا .میپرستمت سارا .فدات بشم سارا .

دوست دارم سارا .عاشقتم سارا .دیونتم سارا .میمیرم برات سارا .عشقمی سارا .میپرستمت سارا .فدات بشم سارا .

 


نويسنده: خرس مهربون مورخ: چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 در ساعت: 20:23
|+|

قلب مهربانت مثلثی را می ماند در دریای عشق. مرا در خود کشیده ای برمودای من !!!

نوشته شده توسط عروسک


نويسنده: خرس مهربون مورخ: چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 در ساعت: 10:8
|+|

باید ببینمت! چرا که روی نواره قلبی ام پیوسته نام تو بود وپزشک نیز بر آخرین نسخه ام....... تو را تجویز کرده است!!! بیا تا دیر نشده......

نوشته شده توسط : عزوسک


نويسنده: خرس مهربون مورخ: چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 در ساعت: 10:7
|+|

وقتی نگاهت دم از جدایی میزند به خاطر بیاور که: عشق با دو هجای صامت پایانی اش تنها یک بخش است!!!!!!


نويسنده: خرس مهربون مورخ: چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 در ساعت: 10:3
|+|

دوست دارم تا جون دارم برات بمیرم.دوست دارم تا آخرین لحظه زندگیم فدات بشم عزیزم خیلی میخوامت.مهربونم دیوونتم

نوشته شده توسط: عروسک


نويسنده: خرس مهربون مورخ: سه شنبه بیستم شهریور 1386 در ساعت: 0:18
|+|

با هم اینجوری نبودیم اصلا قرار نبود اینجوری باشیم قصه ما قصه عشق وعاشقی نبود ولی عاشق شدیم الان هم براهم می میریم.اما چقدر زیبا گفته اند:

( عشق یک حادثه است.)

نوشته توسط :عروسک


نويسنده: خرس مهربون مورخ: سه شنبه بیستم شهریور 1386 در ساعت: 0:13
|+|

راشتش نمیدنم از کجا شروع کنم

آخه عروسکم حسابی من شرمنده کرده

۲ تا پست داده که کشته من

فقط میگم دوست دارم عاشقتم دیونتم دیونه

بذار تا من فدات بشم بمیرم عاشقونه

این تقذیم به تو ناس ناسیم

فکرشو کن یه شب با هم
یه گوشه ای تنها باشیم
با چهارتا دیوار و یه سقف
جدا از این دنیا باشیم

من باشم و تو باشی و
یه جفت دلهای بی قرار
فرصت خوب انتقام
از لحظه های انتظار
فکرشو کن عروسکم
به اون شب پر التهاب

چشماتو روی هم بذار
امشب به یاد من بخواب
فکرشو کن عروسکم
به اون شب پر التهاب

چشماتو روی هم بذار
امشب به یاد من بخواب
فکرشو کن دستای من
رو قلب تو جون بگیره
دل دل بی قرار تو
تو سینه آروم بگیره

نه ساعتی باشه که
شب بره و تموم بشه

نه هیچ کسی سر برسه
ثانیه ای حروم بشه
ثانیه ای حروم بشه
فکرشو کن عروسکم
به اون شب پر التهاب

چشماتو روی هم بذار
امشب به یاد من بخواب
فکرشو کن عروسکم
به اون شب پر التهاب

چشماتو روی هم بذار
امشب به یاد من بخواب
فکرشو کن عروسکم
به اون شب پر التهاب

چشماتو روی هم بذار
امشب به یاد من بخواب
فکرشو کن عروسکم
به اون شب پر التهاب

چشماتو روی هم بذار
امشب به یاد من بخواب

میدونی عروسکم،عشق ساده وتکم

اگه تو اینجا نباشی می شکنه این دلکم

میدونی ای بهترینم،ای قشنگ نازنین

اگه تو اینجا نباشی دیگه دلتنگ زمین

میدونی سپیده ام،ای تو نور دیده ام

اگه تو اینجا نباشی از همه بریده ام

میدونی ترانه ام،ای چراغ خانه ام

اگه تو اینجا نباشی گم میشه بهانه ام

میدونی ای یاس من،مهربون سپاس من

اگه تو اینجا نباشی می شکنه احساس من

میدونی نگار من،ای تو تنها یار من

اگه تو اینجا نباشی زرد میشه بهار من

با تمام وجودم دوست دارم با تمام وجودم دوست دارمبا تمام وجودم دوست دارم  با تمام وجودم دوست دارم با تمام وجودم دوست دارم با تمام وجودم دوست دارم با تمام وجودم دوست دارم با تمام وجودم دوست دارم با تمام وجودم دوست دارم با تمام وجودم دوست دارم با تمام وجودم دوست دارم با تمام وجودم دوست دارم با تمام وجودم دوست دارم با تمام وجودم دوست دارم با تمام وجودم دوست دارم با تمام وجودم دوست دارم با تمام وجودم دوست دارم با تمام وجودم دوست دارم با تمام وجودم دوست دارم با تمام وجودم دوست دارم با تمام وجودم دوست دارم با تمام وجودم دوست دارم با تمام وجودم دوست دارم با تمام وجودم دوست دارم با تمام وجودم دوست دارم با تمام وجودم دوست دارم با تمام وجودم دوست دارم با تمام وجودم دوست دارم با تمام وجودم دوست دارم با تمام وجودم دوست دارم با تمام وجودم دوست دارم با تمام وجودم دوست دارم با تمام وجودم دوست دارم با تمام وجودم دوست دارم با تمام وجودم دوست دارم با تمام وجودم دوست دارم با تمام وجودم دوست دارم با تمام وجودم دوست دارم با تمام وجودم دوست دارم با تمام وجودم دوست دارم 

  

عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم عاشقم من عاشقی بیقرارم

 


نويسنده: خرس مهربون مورخ: دوشنبه نوزدهم شهریور 1386 در ساعت: 21:42
|+|

این بار نوبت من شده که فریاد بزنم چقدر دوستت دارم این بار من میخوام فدات بشم دوستت دارم زیاد تاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

نوشته شده توسط : عروسک


نويسنده: خرس مهربون مورخ: دوشنبه نوزدهم شهریور 1386 در ساعت: 0:21
|+|

اگه چشمام تورو خواست قول میدم چشمامو ببندم اگه زبونم تورو خواست قول میدم گازش بگیرم اما اگه دلم تورو خواست چی کارش کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ همیشه دوستت دارم مطمعن باش

نوشته شده توسط :عروسک


نويسنده: خرس مهربون مورخ: دوشنبه نوزدهم شهریور 1386 در ساعت: 0:12
|+|

میخوام بگم دیوونتم تا حد جنون دوستت دارم                                                                                                                                                                     میخوام بگم عاشقتم                                                                                                                                                                                                               میخوام بگم مهربونیت به وسعت دریاست                                                                                                                                                              بازم بگم.............................                                                                                                                                                                                                          چی بگم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟                                                                                                                                                                                                  میگم:آرش میپرستمت

@@@.....................@@@@...........@@@.................@@......@@@@@@@@@..... @@@.................@@........@@.........@@@..............@@.......@@@................@..... @@@................@@..........@@..........@@@...........@@........@@@..........@........... @@@...............@@............@@...........@@@........@@.........@@@@@@@........... @@@...............@@............@@.............@@@.....@@..........@@@@@@@........... @@@..........@...@@..........@@...............@@@...@@...........@@@..........@........... @@@@@@@....@@........@@.................@@@.@@............@@@................@..... @@@@@@@......@@@@@......................@@@@..............@@@@@@@@@


 


نويسنده: خرس مهربون مورخ: یکشنبه هجدهم شهریور 1386 در ساعت: 12:48
|+|

به نام تک ستاره زندگیم سارا

من عاشق تو هستم

من تو رو ميپرستم

يك عمره عاشقونه به انتظار نشستم

عاشقم من دنياي من تويي تو

عاشقم من رؤياي من توي تو

اي كه بي تو شبم سحر نميشه عاشقم من

من عاشق اين آهنگم تو چي ؟

زندگی يعنی نگاه
زندگی يعنی صدا

زندگی يعنی تبسم در نگاه تو

زندگی يعنی خرامیدن به دنبال صدای تو

زندگی يعنی یک لبخند نهان تو
زندگی يعنی نگاه دزدکی اما عیان تو
زندگی يعنی تنفس در هوای تو
زندگی يعنی تجسس در نگاه بی ریای تو
عاشقم من عاشق؛ چشمان خمار تو
عاشقم من عاشق؛ چشمان مست تو
عاشقم من عاشق؛ دستان گرم و مهربان تو
عاشقم من عاشقی کورم
عاشقم من عاشقی غمگین و رنجورم
نمی دانم چگونه سر کنم در بی کسی هایم
نمی دانم چگونه سر کنم هرگز نمی دانم

تقدیم به آن دو چشمان وحشی گونه که همیشه از آن من است
...

گلکم همیشه اینجا هست برای حرف زدنت :)
قشنگم... من دلم میخواد دم غروب، دونه دونه غروبها تا آخر عمرم، بیام کنارت، دستت رو ببوسم، پیشونیت رو ببوسم، در گوشی بهت بگم چقدر دوست دارم
:)
من دیگه خیلی وقت نمیخوام برای خودم باشم. من دیگه بدون تو چیکار کنم آخه... تو دیگه شدی قلب من. وقتائی که نیستی و نمیدونم چرا... نیستی و نمیدونم که خودت نیستی، بخاطر قراری که با هم گذاشتیم، یا اینکه خدائی نکرده مشکلی پیش اومده... نفسم بند میاد... انگار قلبم دیگه نمیخواد بتپه
:)
تو شدی تپش قلب من... من چجوری برم برای خودم باشم؟ کجا برم برای خودم باشم؟‌به هرچی میخوام فکر کنم؟‌ تمام چیزی که من بهش فکر میکنم توئی
:)
باورت میشه؟ شبها قبل از خواب، پلوی خودم به اون روزی فکر میکنم که،‌اگر خدا بخواد، دستم رو میندازم گردنت
:)
تا همون حدی که روی قرارمون باشیم... همین حد که تو پلوی خودت از خودت راضی باشه... بسمه :)

فقط ازت ۲تا چیز میخوام.
اینکه هیچ وقت،‌ تحت هیچ شرایطی یادت نره دوست دارم
.
یکی هم اینکه دعا کن، دعا کن چیزی که باید بشه، بشه و برای جفتمون بهترین باشه
:)


.....


نويسنده: خرس مهربون مورخ: دوشنبه دوازدهم شهریور 1386 در ساعت: 15:50
|+|


بوسه يعني خلسه در اعماق شب
بوسه يعني مستي از مشروب عشق
بوسه يعني آتش و گرماي تب
بوسه يعني لذت از دلدادگي
لذت از شب، لذت از ديوانگي
بوسه يعني حس طعم خوب عشق
طعم شيريني به رنگ سادگي
بوسه آغازي براي ما شدن
لحظه ايي با دلبري تنها شدن
بوسه سر فصل كتاب عاشقي
بوسه رمز وارد دلها شدن
بوسه آتش مي زند بر جسم و حان
بوسه يعني عشق من ، با من بمان
شرم در دلدادگي بي معني است
بوسه بر مي دارد اين شرم از ميان
طعم شيرين عسل از بوسه است
پاسخ هر بوسه ايي بوسه است
بهترين هديه پس از يك انتظار
بشنويد از من فقط يك بوسه است
بوسه را تكرار مي بايد كرد
بوسه يعني عشق وآوازوسرود
بوسه يعني وصل جانها از دو لب
بوسه يعني پر زدن، يعني صعود

خیلی می ترسم اگه تو یه روز نصیب من نشی
اسیر عشقت شمو آخر از من جدا بشی
پر بکشم از دلتو از قید من رها بشی
بری تو هم مثل همه واسم یه بی وفا بشی
نمی دونم که از این روزا، چرا محل نمی ذاری
می خوای بری عزیز من، رو قلبم پا بذاری
وقتی میگی دوست دارم اصلا باور ندارم
آخر با رفتارت میگی که من تو رو دوست ندارم
نمی دونی چه می کشم از دست توای نازنین
از دست تو چکار کنم ، می خوای برم زیر زمین

ستاره

ستاره هنوز بیداری امشب انگار خواب نداری نکنه تو هم مثل من عاشقی چشم انتظاری

نکنه تو هم تو شبهات خسته از غبار جاده خواب مهتاب و می بینی که میاد پای پیاده

نکنه هجوم ابرها توروهم از ما بگیره ستاره برای بودن دیگه فردا خیلی دیره

حالا که خورشید طلسم قلعه ی سنگی خواب تو نگو عشق ها دروغ تو نگو دنیا سراب

با کدوم بهونه باید شب و از تو کوچه دزدید گل سرخ عاشقی رو به غریبه ها نبخشید

ستاره همه غرورم پیشکش ناز تو باشه تو بمون تا چشمهای من با سپیدی اشنا شه

من اگه اسیر خاکم تو که جات تو اسمانه دلخوشم به این که هر شب تو بیای رو بوم خانه

منم دلتنگم !
ان قدر که با نامت مي گريم !
دل تنگي...
انتظار...
من ...
من غريب تر از هميشه ام عشق من...
تو که خوب مي دانستي که همه تنها آشنايي را به يدک مي کشند و تو آشناي مني...
تو که مي دانستي هر نفسم با نفست بيرون مياد...
تو...
يادت نمي آيدعشق من؟...
يادت هست در آغوشم کشيدي که من همه کس توام ! ...
من براي تو ...
براي تو که همه کس مني...
براي تو که همه ي دنياي ساده و کودکانه ي مني دلتنگم...
من براي چشماني دلتنگم که روزهاست رهايم کرده اند..
من براي دست هايي دلتنگم که روزهاست تنهايم گذاشته اند و رفته اند
من روزهاست که خاموشم...
بگذار فکر کنند اين ها هذيان هاي يک بيمار تب آلود است...
بگذار فکر کنند شعر است !
استعاره هاي ادبيست و برايم دست بزنند ..
بگذار تماشا کنند مرا که خاطرات دروني وجودم را مي خورند و دارم تمام مي شوم
براي آن ها بي آن که بدانند من روزهاست تمام شده ام...
به من حق بده نازنينم! تو حق بده...
اين آشفتگي را بر من ببخش وليکن من براي تمام شدن خويش اين طور گريان نيستم...
من برای رفتن توست که می نالم ..........

همنشین ابرو ماهی توی اون همه سیاهی نکنه اونقدر دور شی که دیگه منو نخواهی

خوشگلم دوست دارم

همه اینارو به خاطر تو نوشتم

تو عشق منی مگه نه ؟

تو عسیس منی مگه نه ؟

تو منو تنها نمیزاری مگه نه ؟

خودت که میدونی دوست دارم مگه نه ؟

خیلی میخوامت خوشگلم

دوووووووووست داررررررررم

 

ميدوني آدما بين الف تا ي قرار دارند. بعضي ها مثل " ب " برات ميميرند، مثل " د " دوستت دارند، مثل " ع " عا شقت ميشوند، مثل " م " منتظر مي مونند تا يه روز مثل " ي " يارت بشن

 



 


نويسنده: خرس مهربون مورخ: پنجشنبه هشتم شهریور 1386 در ساعت: 17:34
|+|

خوشگلم عزیزم به ۵۹ زبون دنیا دوست دارم

Italiano : Ti Amo - Ti voglio bene                   Latino: Vos Amo - Te amo               Latino Antico: (Ego) Amo te

 

Ladino: Te Voi Ben                                        Sardo: Ti Ollu Beni                          Romano: Te amooo!!

 

Bresciano: Ta ola be                                      Bergamasco: Te ame                       Parmigiano: At voj b鮠

 

Napoletano: Si   Te voglje troppebene             Francese: Je t'aime - Je t'adore         Francese Canadese: Sh'teme - Je t'aime - Je t'adore

 

Corso: Ti tengu cara                                     Inglese: I love you - I adore you      Gallese: Rwy'n dy garu di - Yr wyf i yn dy garu d(chwi)

 

Irlandese: T'aim i'ngra leat                            Gaelico (Irlanda): Ta gra agam ort        Tedesco: Ich liebe dich - Ich hab dich lieb

 

Tedesco Antico: Ih bemin je                          Tedesco Medioevale: Ich minne dich      Svizzero Tedesco: I lieb di


Fiammingo: ik zie oe gerne                           Olandese: ik zie u graag - kzien a geiren    Spagnolo: Te amo - Te quiero -
Te adoro deseo

 

Portoghese: Amo-te                                      Portoghese (Brasile): Eu te amo                Quenya (Lingua degli Elfi): Tye-mela'ne



Albanese: Te Dua                                            Greco: S'agapow                                    Greco Antico: (
Ego) Philo su


Russo: Ya tyebya lyublyu - Ya vas lyublyu          Ucraino: Ya tebe kokhayu                         Lituano:
As myliu tave

 

Rumeno: Te iubesc                                         Bulgaro: Az te Lubja - Obicham te              Sloveno: Ljubim te

 

Sloveno-Istriano: Ma te stemam                       Bosniaco: Volim te                                   Croato: Ja volim tebe

 

Polacco: Kocham-Cie                                       Ungherese: Szeretlek                               Ceco: Miluji te



Norvegese: Jeg elsker deg                              Svedese   : Jag aelskar dig                       Finlandese:
Mina rakastan sinua

 

Danese: Jeg elsker dig                                    Danese (Groenlandia): Asavakit               Islandese: E helska og


Indi (India): Munje tumhe passand he                    Birmano: Chit pa de                        Vietnamita:
Anh ye^u em (maschile)

 

Cambogia: Bon sro lanh oon                                  Filippino: Mahal kita                         Giavanese: Kulotresno



Giapponese: Sukiyo - Aishiteru yo                          Coreano: Sarang Hae                        Hawaiano:
Aloha i'a au oe - Aloha wau ia 'oe


Cinese  :
Wo ai ni (Mandarino)   ,    Ngo ai nong (Wu)   ,   Ngo oi ney - Moi oiy neya (Cantonese)

دارم میمیرم

امروز که تو رفتی دلم داره میمیره

واسه بودن باتو بازم بهونه میگیره

اخه عادت داره هر روز با صدای توپاشه

واسه ناز نگاهت اسیر دوتا چشات شه

میگه خونه باید هر روز پر از عطر تو باشه

اون صدای مهرونت همدم تنهاییاش شه

میگه بی تو دیگه اینجا اسیر تنهایی ام من

بدون عشوه چشمات راهی بیابونام من

امروز که تو رفتی دیگه چشمام بارونی نمیشن

به جز اون قاب عکست به چیزی خیره نمیشن

حالا که تو نیستی اینجا گلا باز پژمرده میشن

اخه عادت دارن هر روز واسه چشمای تو واشن

چکاوک خونه ما دیگه اوازی نداره

میدونم دلش گرفته، دیگه نای خوندن نداره

دیگه خورشید با با همه قدرت توی اسمون میتابه

اخه میدونه که رفتیخونه من تاره تاره

تو که نیستی دیگه بارون با ترانه هاش نمیاد

صدای قشنگ بلبل با نوا و ساز نمیاد

دیگه واژه هام تموم شد نمیتونم بنویسم

فقط اینو بگم که تا خورشید چشم براهتم عزیزم

نگاهت را ، کلامت را و آغوش مهربانت را
تو را دوست دارم به اندازه تمام رنگهای زیبای دنیا
نه کم است
به اندازه تمام زیباییهای دنیا
نه باز هم کم است تو را به اندازه تمام دنیا دوست دارم
من تو را در تک تک ذرات وجودم لمس کردم
در هر نفسم عطرت را حس کردم و با هر ضربان قلبم عاشقانه تو را زندگی کردم
دیگر در پس کوچه های خاطراتت جستویم نکن ، مرا نخواهی یافت
که من در تو محو شدم
و چه درآمیختن زیبایی

عشق هرگز خطانمی کند،

وزندگی، تازمانی که عشق هست، به خطا نمی رود.

بسیار عشق ورزیدن ، یعنی برای ابد زیستن.

زندگی جاوید سراسر به عشق پیوسته است.

عشق بردبار است.

عشق ، مهربان است.

در آتش حسد نمی سوزد.

کبر ندارد،غرور ندارد،

از ناراستی شاد نمی شود ،اما با راستی به شعف می آید.

در همه چیز صبر می کند.

همه راباور می کند،

همواره امیدوار است و همواره ،بردبار.

عشق،هرگز نابود نمی شود.

اما پیشگویی ها نیست می شوند

و زبان ها پایان می یابند

و دانش زایل می شود.

زیرا

دانش ماجزیی است و

پیشگویی ما جزیی است

اما آنگاه که کامل بیاید،جزیی نابود خواهد شد.

 ....

اینک اما سه چیز می ماند:

ایمان، امید ،و عشق.

اما برترین آنها ،عشق است.

اگر ایمانم چنان کامل باشد،

 

تا آنجا که کوههار ا جابه جا کنم،

و عشق نداشته باشم، هیچم.




نويسنده: خرس مهربون مورخ: یکشنبه چهارم شهریور 1386 در ساعت: 13:24
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد