سلام به همه ی دوستای عزیز امیدوارم ایام به کامتون باشه
نمی دونم از چی و از کجا شروع کنم فقط میتونم بگم قدر
مادر پدراتونو بدونین.بابای آرش یه مرد فوق العاده بود.
با رفتنش همه رو داغدار کرد.40 روز گذشت و تو این
روزها آرش من همش غصه دار بود.آخه رابطه ی آرش
و باباش رابطه ی پدر و پسری نبود یه رابطه ی دوستی
نزدیک بود من هیچ جا همچین رابطه ی ندیده بودم.....
بازی روزگار گاهی یه چیزایی سر آدما میاره که..........

همیشه واسه مرگ تو گفتن واژه ها کم میارم آدم 23 سال سایه ی
پدر بالا سرش باشه اون وقت در عرض چند ثانیه همه چی به هم
بخوره...حتما حکمتی داره مگه نه؟مرگ تنها موردی هست که
ما از دستمون کاری بر نمیاد فقط باید صبور باشیم من از خدا
میخوام صبر زیادی یده به آرشم البته آرش عزیزم کلا آدم صبوری
هست و من مطمئنم از پس همه چی بر میاد....بابا با خیال راحت
رفت چون میدونست آرش یه مرد........من از همین کا بهش میگم
آرش جان تنها امیدم تویی پس نا امیدم نکن من همیشه و در همه حال
کنارت هستم و دوستت دارم....

راستی شرمنده یادم رفت ولنتاین همتون مبارک
منو آرش هم دیروز با هم بودیم سره مزار بابا
هم رفتیم در کل روز خوب و به یاد ماندنی بود

در آخر ازتون میخوام قدر مادر پدراتونو بدونین
برای همتون آرزوی خوشبختی دارم.بازم اگه بتونم
میام بهتون سر میزنم..ازتون ممنونم که در همه
حال مارو تنها نمیزارین.. آرش جان هم سلام
رسوند...دوستون داریم
